خواجه نظام الملك الطوسي

255

سير الملوك ( سياستنامه ) ( فارسى )

روافض و خرم‌دينان باشند و هرچه ممكن گردد از شرّ و فساد و قتل و بدعت هيچ باقى نگذارند . بقول دعوى مسلمانى كنند و ليكن بمعنى فعل كافران دارند ، باطن ايشان بر خلاف ظاهر باشد و قول بخلاف عمل . و دين محمّد را عليه السلام هيچ دشمنى بتر از ايشان نيست و ملك خداوند را هيچ خصمى از ايشان شوم‌تر و بنفرين‌تر نيست . 3 - و كسان هستند 76 كه امروز در اين دولت قربتى دارند و سر از گريبان شيعت بيرون كرده‌اند ، از اين قوم‌اند و در سرّ كار ايشان مىسازند و قوت مىدهند و دعوت مىكنند و خداوند عالم را بر آن مىدارند كه خانهء خلفاء بنى عباس را براندازد و اگر بنده نهنبن از سر آن ديگ بردارد بس رسوايى كه از زير آن بيرون آيد . و ليكن از جهت آن‌كه از نمايشهاى ايشان خداوند را خلّد اللّه ملكه از بنده ملالتى حاصل شده است در اين معنى نخواهد كه شرعى « 1 » كند بسبب توفيرهايى كه مىنمايند 77 و خداوند را بر مال حريص كرده‌اند . بنده را صاحب غرض نهند و نصيحت بنده در اين حال دل‌پذير نيايد . آنگاه خداوند را معلوم گردد فساد و مكر و فعل بد ايشان كه بنده از ميان بيرون رفته باشد و داند كه شفقت و هواخواهى بنده بچه اندازه بوده است دولت قاهره را ، و از احوال و سگالش اين طايفه غافل و بىخبر نبوده است و بهر وقت بر راى اعلى مىگذرانيده است و پوشيده نداشته است . و چون مىديد كه در اين معنى قول بنده قبولى نمىافتاد و باورش نمىكرد نيز تكرار نكرد . [ 113 b ] 4 - و ليكن باقى « 2 » در معنى خروجهاى ايشان خصوصا بر سبيل اختصار در اين كتاب سير آورد كه از مهمّات بود كه اين بواطنه چه قوم‌اند و مذهب و اعتقاد ايشان چگونه است و اول از كجا خاست و چند بار خروج كرده‌اند

--> ( 1 ) - شرعى N : شروعى P : شروع C : شرحى K ( 2 ) - باقى N : بابى PCK